فقط دلتنگی..همین!

امروز یه سر رفتم وبلاگ داداش بزرگم..چیزی رو نوشته بود که حتی تا الانم به ماها نگفته بود...سخت گریه کردم...صبر داداشم کجا..صبر من کجا...

بدون اجازه ش نوشته شو اوردم تو وبلاگم گذاشتم...بدون هیچ تفسیری...

 *********

امروز مصادف است با سالگرد عروج پدرم

چند ماه بعد از عمل جراحی باز قلب یک دفعه

حالش بهم خورد او را سریع به بیمارستان رساندیم

اما ان ریه لعنتی کار خودش را کرد و امان بابا را بریده بود

دکترا هر کاری کردند موفق نشدند که بابا را دوباره برگرداند

ان شب به ما ها خیلی خیلی بد گذشت فقط تنفس مصنوعی

بود که پدرم را نگه داشته بود

دکترا با زبان بی زبانی ما راجواب کردند اما طاقت دوری داشت

خیلی با خودمان کلنجار رفتیم تا همه راضی به وداع با او شدیم

روز بعد پیش دکتر رفتم و گفتم دیگر تمامش کند او دیگر نای زجر کشیدن

نداشت

چندین ماه بعد از عمل قلب یکشب بهم گفت دیگر تحمل بیماری ندارد و از

خدا خواست که دیگر او را زنده نگه ندارد

باری لحظه وداع رسید پدر ما را با ان همه غم و غصه تنها گذاشت

امروز همان روز است

دیروز به یاد ان روز همگی برادران و خواهران سر مزار حاضر شدیم

یادش گرامی

 

******

بعد ازلیزر امروزهشتمین روزیه که حتی رنگ افتاب رو ندیدم! 



 

/ 25 نظر / 29 بازدید
نمایش نظرات قبلی

وای چه درد سختیه دردبی پدری.خدا رحمت کنه. میدونم داداشت چه سختی روتحمل کرده.روحش شاد.

باران

سلام فاطمه جون [بغل][ماچ] اگه بدونی چقدر دلم برات تنگ شده!![نگران] انشالله که همیشه شادوسالم باشی[قلب]

مریم

سلام فاطمه جان عیدت مبارک [گل][قلب] ای دختر آقتاب و مهتاب ندیده ... پس کی وقت ظهور فرا می رسه ؟

قاصدک

سلام برفرزندارشد عزیز[قلب][نیشخند] عجالتا برا کار دیگه ای اومدم[متفکر][چشمک] [شیطان] [نیشخند] [چشمک] [عینک] [مغرور] [خرخون] [بغل] تا بعد.یاعلی مدد [چشمک][گل][خداحافظ]

قاصدک

[خجالت]

قاصدک

ایضا اینا را هم لازم داشتم!! [خنده][قهقهه][خوشمزه]

قاصدک

[تعجب]

قاصدک

[وحشتناک][عصبانی]

قاصدک

اینا همه لازمه هااا که هی میام کامنت میدم!![چشمک][نیشخند] [تماس]

قاصدک

[سبز]