مدتها بود میخواستم این بحثو داشته باشم که جن چیه!الان که دارم میتاپم این موقع شب وتو تاریکی اتاقم راستشو بخواین میترسم..شاید مخالفا وموافقایی داشته باشم که نظر همه برام قابل احترامه!
بزرگترامون یعنی مادربزرگ وپدربزرگام داستانهایی تعریف میکردن دراین باره من براشون حرفاشون دلیل داشتم واونم این بود که دلاشون پاک بودبی الایش بودن وحلال وحراموخیلی زیاد رعایت میکردن!بنظرتون ادمای قدیمی مثل ادمای امروزین؟!من نمیدونم چقده اعتقاد دارید ولی ماها یه خونه ی قدیمی داشتیم که مادربزرگمون همسایه ی بغلیمون بود..من یه وقتهایی میرفتم خونشون مادربزرگ با گربه ای که می اومد پیشش وبهش غذا میداد حرف میزد ولی من نمیشنیدم بعدش می اومد پیش مادرم ومثلا میگفت گربه این حرفها رو بهم زده!مادربزرگم زن مومن ومتدینی بودوحرفاشو با برهان بیان میکرد وحتی جنهابراش پیش بینی میکردن که کی قراره بمیره ویا اینکه خونشونو کی میفروشه دقیقا اینده رو براش میگفتن و..ودقیقا همین اتفاقات میافتاد!
بابای خدابیامرزم هم جن دیده بود داستانش زیاده یخردشو میگم که زمان جنگ تو عملیاتی در مهران خیلی کشته وزخمی میدیم وبیشتر بچه ها متاسفانه بدناشون تیکه تیکه میشه!کسی جرات نمیکنه بهشون دست بزنه الا بابام و همشونو جمع میکنه و میبره سردخانه قبل از برگشتن میاد خونه وغسل انجام میده ومیخوابه!خودش تعریف میکرد که چندین جن رو دیده که اومدن بالای سرش وباش حرف زدن تا قبل از اذان صبح(اینا رو میگم که اون دوران شهرخلوت بوده بعلت بمباران وماها جایی دیگه ای بودیم)بابامواذیت نمیکنندولی ترس واسترسی که به بابام وارد میشه باعث ناراحتی قلبیش میشه!


و اما دلایلم :جن از موجوداتی است که در جهان مادی از چشم انسان پنهان است، اما مشاهده آنها برای برخی به اذن الهی امکانپذیر است.جن از نظر قرآن مانند فرشته، موجودی نامرئی است ولی گاهی به صورتی ممثّل و قابل رؤیت میشود.
شیخ بهایی معتقد است، جنّها میتوانند به صور گوناگونی درآیند و یا از صورتی به در شوند و به دیگر صورت گردند. (عاملی، 1363: 422)
برخی نیز بر امکان رؤیت جن با چشم انسان، در حد سالکانی که ابتدای سلوک را پشت سر گذاشته و به مقاماتی رسیدهاند، تأکید دارند.

من بنابر اینکه تو این محیط بزرگ شدم حرفاشونو باور میکنم چون جن واقعا وجود داره
در برخی از روایات آمده است که جن و شیطان هر دو در اصل وجود مشترک هستند، ولی شیطان نوعی از جن محسوب میشود که فقط کارهای شرّ از او صادر میشود، در حالیکه جنها هم خوب و بد و مسلمان و غیر مسلمان دارند!
*** مریم بانو خواستن که درباره ی شکل وظاهر جنهایی که بابام دیده بیشتر بگم!
اونجوری که تعریف میکرد سه/ چهار تا بودن واینقده کوچیک بودن که یکیشون روسینه وقلب بابام نشسته وبقیشون پایین پاهاش!شبیه ادمهای کوتوله وسیاه با موهای بلندو دراز!با شکل ادمی ولی یخرده
ژولیده !خودش میگفت احساس خفگی وترس داشتم وطوری منو اسیر خودشون کرده بودن که توان هیچ عکس العملی رو نداشته وزبونش قفل میکنه!وتنها بوسیله ی خوندن ایه الکرسی دور شدن!
بابام میگفت اینا خیر بودن نه شر وگرنه میتونستند به اشکال مختلف اونو جن زده کنند!